برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 10:36
بدون شک بعضیها آدم نیستند فقط آدمکن… + از این آدمکها فراری ام.
برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 3:34
خواهرزاده ام خیلی از شب ها دوست داره پیش من بخوابه
امشب باد و بارونه ...
بهش گفتم برق رو خاموش کن بخوابیم
صدای لالایی و بارون
پشتش رو نوازش میکنم
تو فاصله چند دقیقه میخوابه
یکساعته بهش زل زدم با خودم فکر میکنم
نکنه انتخابام بعدا واسم حسرت بشه!
+ چقدر بلاتکلیفی اذیت کننده اس.
برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 3:34
شاید عجیب باشه ولی زندگی...
نه به من اجازه زندگی کردن میده نه اجازه مردن!
معلق و بلاتکلیف نگهم داشته تا ذره ذره وجودم بی حس بشه.
این روزا، روز رو که به شب میرسونم هیچ حسی ندارم
شادی،غم،خستگی، هیچ و هیچ
به طرز عجیبی تمام اتفاقات
فقط برام درحال گذرن و من حسشون نمیکنم.
+ولی چرا برای من شب موند و نرفت؟!
برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 13:51
هرشب آب و هوای فردا رو چک میکنم
اگه بارون باشه میگم ادامه بده فردا بارونه
اگه هوا گرم باشه میگم ادامه بده بالاخره بارون میاد
نمیدونم حرفم قابل درک هست یا نه
ولی تو روزایی که نمیدونم چجوری شب میشه و هفته تموم میشه
ماه جدید شروع میشه
هوای فردا میتونه ، فردای نیومده رو واسم قابل تحمل کنه
+ امشب از یه غمی مستم و نوشتههام بی سر و ته!
برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:39